من عشق را در توُ تو را در دلُ دل را در موقع تپیدن و تپیدن را به خاطر تو دوست دارم من غم را در سکوتُ سکوت را در شبُ شب را در بسترُ و بستر را برای اندیشیدن به تو دوست دارم من بهار را به خاطر شکوفه هایشُ زندگی را به خاطر زیباییش و زیبائیش را به خاطر تو دوست دارم من دنیا را به خاطر خدایش ُخدایی که تو را خلق کرده دوست دارم *************************** خدایا می پرستی من نکویم " ندارم ذره ای می در سبویم " تو گر بگذاری از دردو شرابت " من از افسانه عشقم بگویم" (خودم)